hack PC security

... وضعیت یاهو
... بایگانی
... لینكستان
... لینكدونی
... آمار وبلاگ
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
© موازی تا قیامت!
پسرك پرید لبهی جوی آب و سعی كرد تعادلش را حفظ كند و شروع كرد به راهرفتن. دخترك اما لبهی دیگر جوی آب را انتخاب كرد؛ دوست نداشت پشت سر پسر باشد. فكر كرد اینجوری همیشه كنار هم هستند.
سرش را كه بلند كرد، انتهای جوی آب در آن خیابان طویل درست پیدا نبود اما، یك چیز كاملاً مشخص بود؛ آنها موازی همدیگر میرفتند، با فاصله یك جوی آب از هم. رسیدنی در كار نبود، حتی تا قیامت!
نوشته شده در شنبه 12 فروردین 1385 و ساعت 01:04 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© یادداشت ارسالی یک دانشجوی مکانیک دانشگاه شریف
شده تا حالا از چیزى بدتان بیاید، آنقدر كه بخواهید یك جورى از جلو چشمتان دورش كنید؟ مخصوصا كه حق هم داشته باشید كه از آن چیز بدتان بیاید؟!
ـ من بدم مىآید!! از اینكه سر كلاس به بغل دستى ام نگاه كنم تا بپرسم «جمله آخر استاد چه بود» و ببینم به جاى تخته به پاى دختر جلویى نگاه مىكند. چون فاصله بین پاچه شلوار تا كفش اش حداقل 7-8 سانت است!!
ـ من بدم مىآید!! از این كه دوستم موقع جزوه گرفتن از دختر همكلاسیمان به جاى آنكه نگاهش به جزوه باشد، به ناخنهاى نارنجى رنگش نگاه مىكند!!
ـ من بدم مىآید!! هر وقت به بوفه مىروم باید از جلو دانشجویانی رد بشوم كه بدون هیچ خجالتى در مورد مش موى دختر همكلاسیشان صحبت مىكنند!!
ـ من بدم مىآید!! از این كه وقتى از دوستم مىپرسم، مىداند كدامیك از دخترها جزوهى تمیز و كافى دارد؟ بگوید همانكه ماتیك مسى مىزند و پشت چشمش را آبى مىكند.
ـ من بدم مىآید!! از این كه ساعت ۱۵/۷ صبح با یكى از دخترهاى همكلاسم همزمان از مترو پیاده مىشویم اما همیشه دیرتر از من به كلاس مىرسد، چون اول مىرود دستشویی های ساختمان ابن سینا و بعد با صورت رنگىترى به كلاس مىآید!!
ـ من بدم مىآید!! از این كه یكى از دخترهاى هم دوره ما كه آنقدر ساده بود، حالا مثل عروسها خودش را درست مىكند. از این یکی براى این بدم مىآید كه نمىفهمم در دانشگاه ما چى به آدمها یاد مىدهند كه اینجور تغییر می كنند. دانشگاه جاى درس خواندن است. براى درس خواندن هم مهم نیست چه ریخت و قیافه و تیپى داشته باشى، چه برسد كه اینقدر سقوط كنى؟!
استاد ... چند روز پیش وقتى كلاس تمام شد، گفت معایب مانتوى تنگ از مزایایش بیشتر است. مىخواستم حالا كه استاد بحثش را مطرح كرده، بروم از آن دخترى كه مانتوش آن قدر تنگ است كه هر لحظه فكر مىكنى الان یا نفسش بند مىآید یا دكمهاش مىپرد هوا، بپرسم لطف آنكه بدنش را براى این همه چشم در این لوله بخارى قاب گرفته است چیست؟
اما نرفتم، چون دوست نداشتم كسى مرا در كنار او ببیند!
مىدانید؟ من همیشه فكر مىكردم فرق آدم از روزى كه پا به دانشگاه آن هم شریفش مىگذارد تا روزى كه از آن خارج شود فقط در سطح معلومات و فرهنگ و شعورش است. آن هم در جهت صعودش. ولى حالا هر چه مىخواهم برهنگى را در یكى از اینها جا بدهم نمىتوانم!
ـ من بدم مىآید!! از اینكه دانشگاه به جاى آنكه چیزى به آدم بدهد، چیزى ازش بگیرد. آن هم چیزهاى نایاب و باارزشى مثل حیا از دخترها و غیرت از پسرها!!
من خیلى بدم مىآید، آنقدر كه مىخواهم همه این چیزها را از جلو چشمم دور كنم.
نوشته شده در جمعه 12 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© عاشق شده بود
عاشق شده بود و میترسید از رسوایی. غرورش اجازه نمیداد عشقش را بروز دهد. اگر جوانك او را نمیخواست چه؟! خانوادهاش چه میگفتند؟! تمام فكرش را مشغول كردهبود, احساس گناه میكرد كه تا این حد به یك پسر علاقهمند است بدون آنكه این علاقه را به طرز معقولی عنوان كند. احساس نوعی خیانت. تصمیم گرفت معشوقی برای خود بسازد. یك معشوق ایدهآل كه روزی خواهد آمد و تنها به او فكر كند تا از آن احساس گناه و یا ترس از نبودن علاقه متقابل رها شود, كه در واقع میخواست جوانك را فراموش كند. گرچه هنوز هم در اعماق وجودش او را میخواست, فقط او را. و بالاخره ساخت آن معشوق ایدهآل را و تمام علاقهاش را وقف معشوق ساختگیاش كرد. هر روز به او فكر میكرد تا جوانك را فراموش كند. هر روز هرروز و ...
و از آن روز تمام خواستگارانش را رد میكرد, تا معشوقش, معشوق ایدهآلش بیاید!
آخرین خواستگار, جوانك بود, اما دخترك او را نپذیرفت!
او منتظر معشوقش بود...
خورشید تیره شد
و ماه سیاه شد،
چون من عاشق او شدم
و او عاشق من نشد
(دوروتی پاركر، شاعر آمریكایی)
نوشته شده در جمعه 12 اسفند 1384 و ساعت 12:03 ب.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© شکستنی!
حالا كه شكستی، بدون آنكه ارزشی برایت قائل شوند؛ چه فرقی میكند كه قلب یك پسر بودی یا یك دختر ...!

نوشته شده در جمعه 12 اسفند 1384 و ساعت 01:03 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© لیست چند وار گیم!
این هم لیستی از چند سرور war-game برگزیده
http://www.hackthissite.org
http://www.ngsec.com
http://www.try2hack.nl
http://www.hackerslab.org
http://www.slyfx.com
http://www.mod-x.co.uk
http://hackme.elderson.net
http://mindlock.bestweb.net/join.php
http://www.cyberarmy.com/zebulun/
http://www.roothack.org/
http://hack.datafort.net/
http://hacknull.com/
http://wargames.unix.se/
http://www.osix.net/
http://www.h4ckerx.ne
http://www.bright-shadows.net/
http://www.0penhack.com/
http://scifi.pages.at/hackits/
http://lightning.prohosting.com/~thegame/
http://www.hackquest.de/
http://www.hack4u.nl
http://hackergames.net/
http://bigcontest.securityhack.net
http://www.hackerss.com
http://www.izhal.com
http://www.boinasnegras.com
http://ambience.digitalshell.net/~llamatron/
http://www.blind-dice.com
http://www.arcanum.co.nz
http://www.ralf-mengwasser.de
http://www.cyberarmy.com
http://hackme.elderson.net
http://www.slyfx.com
http://lightning.prohosting.com/thegame
http://digitalparadox.org
http://www.learntohack.org
http://x-avier.com
http://m4tr1x.wsn.at
http://www.hdcwargame.com
http://vortex.labs.pulltheplug.com
موفق باشید !
توضیح :
war-game سرور ها سیستم هایی هستند كه به منظور مورد چالش قرار دادن توانایی های اشخاص در زمینه هك و كمك به آنها برای افزایش توانایی های خود در شرایط واقعی ، راه اندازی میشوند . معمولآ مراحل نفوذ در این سیستم ها دسته بندی شده و برای راه یابی به مرحله بالا تر شما میبایست مراحل قبل را با موفقیت طی كنید . هر war-game قوانین خاص خود را دارد كه حتمآ میباست مورد مطالعه قرار گیرد . همچنین اغلب war-game سرور ها در كنار بستر نفوذ ، فرومی را نیز برای راهنمایی مراجعین تدارك دیده اند ...
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© معرفی چند ابزار امنیتی برای لینوکس کاران
Bastille
اگر شما یک کاربر لینوکس و در پی ایجاد امنیت بیشتر برای خود هستید، پیشنهاد می کنم تنها یک بار Bastille را امتحان کنید. این برنامه از ابزارهای خوب امنیتی می باشد که به شما در بالابردن امنیت خود کمک می کند.
همچنین این برنامه قادر به آمادی سازی در Command Line و GUI از سوی کاربران را داراست.
http://www.bastille-linux.org/
John The Ripper
یکی از ابزارهای خوب برای شکستن کلمات عبور در لینوکس
این برنامه از روش Brute Force برای شکستن پسورد ها استفاده می کند.
Crack
بهترین ابزار برای شکستن پسورد ها در یونیکس.
این برنامه قادر به شکستن passwd و Shadow می باشد.
http://packetstorm.decepticons.org/Crackers/crack/
Nmap
بهترین پویشگر پورت برای شبکه
Nessus
بهترین پویشگر مشکلات امنیتی
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© چنتا چیز درباره رجیستری...
ویندوز از این مکان فایل های مورد نظر رو بارگذاری می کند. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunServices این کلید رجیستری تشخیص می دهد کدام برنامه ( نه سرویس ) باید در هنگام ریبوت شدن و یا ریبوت بعدی اجرا شود. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\Run در هنگام راه اندازی سیستم برنامه ها اجرا می شوند. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunOnceEx این کلید رجیستری مکانی را به برنامه ها و اسکریپت ها می دهد که در هنگام بار گذاری سیستم اجرا شوند. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT \CurrentVersion\Winlogon\Userinit این کلید دارای نام تمام برنامه هایی می باشد که توسط تمام کاربران اجرا شده اند. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\ShellServiceObjectDelayLoad این کلید رجیستری بعد از بالا آمدن GUI ویندوز برنامه ها را فعال می سازد. HKLM\SOFTWARE\Policies\Microsoft \Windows\System\Scripts این کلید اسکریپت های مختلف را تشخیص می دهد که وقتی ویندوز راه اندازی می شود اجرا خواهند شد. HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\Policies\Explorer\Run با این کلید رجیستری هنگامی که محیط گرافیکی کاربران فعال است برنامه ها تخشیص می دهند می توانند اجرا شوند. Explorer.exe HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunServicesOnce این کلید رجیستری مشخص می سازد کدام سرویس ها در دفعات بعد ورود کاربر باید اجرا شوند و کدام یک نباید اجرا شوند. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunServices این سرویس ها در هر زمانی که یک کاربر وارد سیستم شود شروع به کار می کند. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunOnce این برنامه ها هنگامی که یک کاربر وارد سیستم می شود راه اندازی می شوند. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\Run این برنامه ها در هر زمانی که کاربر وارد سیستم شود اجرا خواهند شد. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunOnceEx این برنامه بدون اجرا شدن یک سیستم پروسس دیگر اجرا خواهند شد. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\Policies\Explorer\Run این برنامه ها در هر زمانی که کاربران وارد سیستم شوند اجرا خواهند شد. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT \CurrentVersion\Windows\Run این برنامه ها هر زمانی که کاربران وارد سیستم شوند اجرا خواهند شد. HKCU\SOFTWARE\Microsoft\Windows NT \CurrentVersion\Windows\Load این برنامه ها هر زمانی که کاربران وارد سیستم شوند اجرا خواهند شد. HKCU\SOFTWARE\Policies\Microsoft \Windows\System\Scripts این اسکریپت ها در هر زمانی که کاربران وارد سیستم شوند فعال خواهند شد. HKCR\Exefiles\Shell\Open\Command
HKLM\SOFTWARE\Microsoft\Windows \CurrentVersion\RunServicesOnce
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© starting Web hacking

همه کسانی که در دنیای امنیت و هکینگ کار کرده و می کنن یقینا با مباحث وب هکینگ و موضوعات جانبی اون آشنایی دارند و یا حداقل در مورد اون چیزهایی شنیده و یا خوندند و کسانی که بیشتر در این زمینه تخصصی کار کردن به بهرانی بودن این موضوع واقف هستند پس واقعا هر شخصی که قصد کار کردن در این زمینه رو داشته باشد باید با مثالهای عملی و واقعی و در انواع مختلف این موضوع را زیره زره بین کنکاش قرار دهد
WebGoat یک فریم ورک عالی با قابلیت انعطاف و امکانات می باشد که شما می توانید انواع حملات به برنامه های کاربردی را بر روی ان تست کنید . موارد کاربرد :
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© Nmap
Nmap یكی از مشهور ترین پویشگر های پورتهای سیستم می باشد. شما می توانید آن را از سایت http://www.insecure.org دریافت كنید و روی تمامی سیستم های ویندوزی و لینوكسی و یونیكسی شامل Mac OS X نصب و راه اندازی كنید.
شما می توانید نسخه ویندوزی آن را ، نیاز به Winpcap نیز دارد ، از سایت http://www.insecure.org دریافت كنید و البته نسخه گرافیكی و تحت ویندوز آن نیز از سایت http://www.nmapwin.org قابل دسترس می باشد.
خلاثه اینكه SYN ، ACK ، FIN و RST دست به دست هم می دهند تا این برنامه، به یكی از پرقدرت ترین برنامه های پویش پورت ها تبدیل شود. راستی این را بگویم كه Nmap كارهای دیگری هم انجام می دهد از جمله تشخیص سیستم عامل هدف و ... پس لذت ببرید !
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در - و ساعت -
© هکر های بی خانمان
یک داستان واقعی شاید نیمه واقعی شاید هم اصلا خیالی ؟!؟!؟ ( برگرفته شده از خاطرات یک هکر بی خانمان)
ساعت 7صبح (منزل): اوه ببخشید ساعت 9 صبح شما با زنگ گوش خراش خودتون آز خواب بیدار می شین .با چشم های خواب آلود و خسته از میهمانی کوچک دیشب دوستان دیگه حتی وقتی هم برای صرف یک صبحانه سبک رو هم ندارید لباس هاتون رو سریع می پوشید
نوت بوک و چند سی دی شبکه با یک سری گزارشات روزانه رو بزور تو ی یه کیف می چپونید و با همون قیافه ی
نشسته و عجق وجق میرید سوار اتومبیل شخصی تون بشین اینجا هم بد شانسی می یارین چونکه ماشین تون رو برای آخر هفته به یکی از دوستان نزدیکتون قرض داده بودین به سرعت با همون لباس های اتو نکرده و نا مرتب با یک بارانی در خیابان شوع بدویدن می کنید در اینجا هست که یادتون می یاد پیجر و گوشی تون رو جا گذاشتید به ایستگاه مترو و سوار مترو می شین خواب اینجا شما وقتی برای مرتب کردن وضع خودتون پیدا می کنید
چند هفته قیل : ( محل مصاحبه )
جناب اقای ایکس شما در رزومه خودتون نوشتید که تو حوزه امنیت شبکه کار کردید می شه دقیق تر برای ما صحبت کنید ( تو دلم میگم که با چه احمقی طرف هستم کی می خواد اینو حالیش کنه که اصلا امنیت شبکه چی هست ...) بله من این کار کردم اون کار رو کردم هزار جا کار کردم این هم معرفی نامه ها و این هم هزار تا مدرک چی چی پلاس و و CCNP و CCNAو ICNDوICNT و CISSP و هزار تا مدارک شبکه میکروسافت رو (دیگه نام نمیبرم ) رو به طرف ارائه می کنید بعد از گذشتن از این مصاحبه سخت نوبت به تست عملی می رسه . خوب شما در رزومه تون پر کردین که در حوزه شبکه کار کردین پس لطفا ما این شبکه رو بهم می ریزیم شما در عرض 2 ساعت برای ما Setup اش کنید (من تو دلم میگم من تو حوزه امنیت اطلاعات کار کردم این چرا حالیش نیست ) به هر حال تو یه اتاق پر از سیستم های مختلف ما مجبور شدیم یک شبکه رو با فایروال linux Advanced Server و سرورهای ویندوزی که خود اینها هم یه ماجرای طولانی رو داشت رو اسمبل کنیم به هر حال هر جوری بود ما شروع به کار کردیم در این شرکت به عنوان Program Writer ترو خدا ببنید من رو برای چه کاری توی این بخش گذاشتند به هر حال بعد از چند هفته و نشون دادن یک سری عملیات متحورانه (منظورم شما بزور خودتون رو وارد دایره امنیت شبکه می کنید . به عنوان مسئول Critical Activities نایل می شوید
چند روز پیش قبل از وقایع امروز (محل کار اتاق مسئول بخش امنیت شبکه کل شرکت )
آقای ایکس اگر یک بار دیگه سر کارتون دیر حاضر بشین مجبریم طور دیگه بر خورد کنیم و برای آخرین بار به شما میگیم اگر یک باره دیگه بموقع سر کارتون حاضر نشید بهتره دنبال یک کار دیگه ای بگردین
ساعت 9:45(مترو):
از ایستگاه مترو خارج می شم و دوان دوان خودم رو به شرکت که دو خیابون بالاتر از ایستگاه هست میرسونم
ساعت :10 (محل کار)
زود بعد از زدن کارت سوار اسانسور میشم و یکی از همکاران م رو می بینم از ازش می پرسم فلانی سراغ منو نگرفت گفت چرا در به در دنبالت تو کل شرکت میگشته 100 بار هم به گوشیت و پیجرت مسج فرستاده جواب ندادی ازش تشکر میکنم و با هم تو طبقه بخش انفورماتیک داخل راهرو میشیم از شانس ما هم اتاق ریس درست در مقابل راهرو هستش یک اتاق نیمه شیشه ای برای رد شدن مجبور شدم مثل گربه ها چهار دست و پا از جلوی اتاق رد بشم البته لازم نبود این کار رو بکنم ریس برای جلسه پیش روسای کله گنده رفته بود به هر حال به در اتاقم رسیدم بعد از وارد کردن ID card و کد مربوطه وارد اتاقم شدم چیزی که در اولین لحظه نظرمو به خودش جلب کرد یک برگه کاغذ سفید A4 بود که با یک ماژیک قرمز خطاب به من اینطور نوشته بود شما اخراجید بر روی مانیتور سیستمم زده شده بود
بایستی ساعت 12 می رفتم اتاق ریس البته تنها کسی که می تونست وارد اتاق من بشه خود ریس بخش بود به هر حال فهمیدم که این دفه مسیله جدی هستش و احتمال زیاد بایستی از اینجا خدا حافظی کنم –یه نگاه به ساعتم می اندازم(11 صبح) هر کاری که می خوام بکنم بایستی تو همین یک ساعت باقی مونده انجام بدم و گرنه دیگه دستم به اینجا نمی رسه و این اطلاعات ذیقیمت نمیرسه (یک فکر شیطانی به سرم می زنه) بخش انفورماتیک هم چونکه آخر هفته هست خیلی خلوته به جز 4-5 نفر که یکیشون خودم باشم کسی نبود حالا نوبت من بود که وارد عمل بشم به طرف اتاق سرور ها می رم کسی نیست جر یه دوربین مدار بسته البته میشد برای چند لحظه فیش پشتشو در بیارم از این اشکالات فنی اغلب پیش میاد با کارت خودم (البته همین کار هم باعث دردسرم شد نبایستی از کارت خودم استفاده میکردم )وارد اتاق می شم برای دسترسی به سرورهای بایستی حفاظت فیزیکی سرورها رو رد م یکردم ولی ریس بخش دیگه این کد رو به ما نداده بود از خوش شانسی من ریس ما آدم زیاد مرتبی نبود و جای انگشتهاش رو صفحه صفح کلید کوچک باقی مونده بود یک عدد4 رقمی وقت رو از دست ندادم شروع کردم به صورت ترتیبی کد ها رو امتحان کردم متاسفانه هر چی میزدم فایده نداشت البته میدونستم که که یکی از اعداد دوبار تکرار شده چون که از جهتی هم فقط جای انگشت ها برروی 3 دکمه صفحه کوچک بود به هر حال کد رو بعد از بار ها زدن فهمیدم و حفاظت فیزیکی سرورها رو باز کردم USB Ram رو وارد پورت مربوطه کردم خوشبختانه تونستم یک بک آپ از کل دیتا بیس ها و هم چنینی با اکسپرت اکتیو دایرکتوری و همچنین دیگر اطلاعات حیاتی و هم چنین یک CallBack رو روی سرور تعریف کردم که به صورت پنهانی تا بعدا براحتی یک دسترسی داشته باشم
ساعت (11:30) اتاق خودم - نمی تونستم این حافظه فلش رو از شرکت خارج کنم مگه به صورت اداری پس یک پاکت پستی امور فوری رو برداشتم و یک سری نرم افزار های شرکت رو با چند گزارش و همین حافظه فلش رو داخلش گذاشتم و یک محر محرمانه و فوری رو هم روش زدم و به دبیر خانه شرکت برای اقدام تحویل دادم بماند که این بسته رو به کجا فرستادم
ساعت دیگه نزدیک های 12 شده بود به سمت اتاق شیشه ای ریس رفتم بعد از وارد شدن همون حرف های تکراری رو شروع کرد به زدن از پشت ششه دیدم که 1-2 نفر از بخش بازرسی رفتند به سمت اتاق کاری من خیالم راحت بود که چیزی پیدا نمیکنند یک نفر هم از بخش حفاظت وارد اتاق ریس شد و یک پرونده قطور رو پرت کرد روی میز.
ساعت ها در حال گذشتن بود و من به ساعتم نگاه کردم 2 بعد از ظهر
آقای ریس به من گفت که تو جلسه ای که داشتند در باره من هم صحبت کردند و من تازه اینجا بود که فهمیدم قضیه دیر آمدن به سر کار نیست در بخشی از پرونده حفاظتی من آمده بود که با افراد ناشناس روابط مشکوک دارم و هم چنین یک سری عکس ها که از شرکت کردن من در کلوپ های شبانه هکر ها گرفته شده بود موجود بود اونها فکر می کردند من یک عامل نفوذی هستم ولی میدونستم که اگه مدرک معتبری داشتند من رو بازداشت می کردند پس گول بلوف های تو خالیشون رو نخوردم و به تمامی حرف هاشون خندیدم به هر حال بعد از اتمام بازی هاشون وقتی فهمیدند که دستهاشون تو پوست گردو گیر کرده بزور ما رو با هزار شرط و امضای تعهد نامه ول کردند ولی می دونستم که کار به همین جا ختم نمیشه
به بخش امور اداری رفتم و بعد از طی مراحل مربوطه و تحویل کارت ها و امور اداری از شرکت خارج شدم اینجا بود که یک نفس راحت کشیدم حالا بایستی منتظر می موندم که بسته پستی به دستم برسه
ساعت 4 به منزل باز گشتم و ماجرا های امروز رو در ذهنم مرور می کردم که به یک خواب عمیق فرو رفتم ساعت 8 شب بیدار شدم و به یکی ار دوستان هکرم میل زدم و قرار یک ملاقات روبرای ساعت یک صبح ترتیب دارم به هر جهت درست نبود که از دیگر راه های ارتباطی استفاده می کردم می دونستم که فعلا برای دست زدن به هر اقدامی خیلی زود هستش فقط می خواستم به مقدمات کار هایی رو آماده کنم ساعت 11 شب برای صرف شام بیرون رفتم و نزدیک های ساعت 1 به محل قرار رفتم
---------------------------------------
در ادامه با جزییات فنی بیشتری در حین استفاده از درهای پشتی متد های بازآوری اطلاعات و ایزار های مختلفی رو به همراه داستان معرفی خواهیم کرد
اگر دوست داشته باشین می تونه این داستان ادامه پیدا کنه …
To Be continued
نوشته شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ توسط : Arman
ویرایش شده در چهارشنبه 12 بهمن 1384 و ساعت 01:02 ق.ظ